Home | Language:FA/EN | About Us | Site Map | Contact Us     
آشنایی با محصولات یزد
بازگشت
یک‌شنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ ۱۴:۳۷
زیلو
زیلو شاهکار مردم میبد   

تاریخچه زیلو

یکی از قدیمی­ترین دست­بافت­ها زیلو است که قدمت آن را به پیش از اسلام نسبت می­دهند که میبدی­ها بافت زیلو را به خود نسبت می­دهند. تشابه قسمت­های زیلو به شئونات مادی و معنوی زندگی مردم میبد اعم از نوع مسکن، معیشت، اعتقادات و باورهای این منطقه گویای این نکته است که اگر هم میبد خاستگاه صنعت زیلوبافی نمی­باشد، دیرزمانی است که میبدی­ها با آن آشنایی دارند و حداقل در شیوه بافت آن دخل و تصرف نموده­اند.

همچنین به علت شباهت زیاد زیلو به حصیر در نقش و بافت، می­توان احتمال داد که زیلو بافی یا مرحله تکمیل یافته حصیربافی است و یا بافندگان آن از این صنعت الهام گرفته­اند. در متون قدیم کمتر به نام زیلو بر می­خوریم و فقط هر جا سخن از مسجدی بوده، از زیلو به عنوان فرش نامبرده شده است.

بر اساس شواهد و قراین موجود، صنعت زیلو بافی پیش از اسلام در نژاد اعراب وجود داشت که اصطلاحات و واژه های عربی در صنعت زیلو خود گواه این گفته است.

"پیامبر را یک قطیفه بود که آن را زیر افکندی و آن قطیفه زیلو به عرب اندر بافته سطبر همچون مخموری."

در سال 1896 میلادی شخصی به نام "یاکوب ادوارد یولاک" در سفرنامه خود می نویسد: "البته کمتر از گونه زردی که الیاف کوتاه و خشن دارد، بیشتر از نوع زیبای سفید آن به طور وسیع در اطراف اصفهان، یزد، شیراز، آباده، نزدیک تخت جمشید، ارومیه، کاشان، مازندران، دامغان و سمنان رواج دارد."

صفاء السلطنه نائینی می نویسد:

"شهرت میبد از قدمت زیلوی چند صد ساله برخوردار است که بیشتر مردمان آن شهر از بافت زیلو به زندگی روزمره خود می پرداختند."

اردوان جونز می نویسد:

"قصبه کوچک میبد که در 30 مایلی استان یزد واقع است همان شهری است که صنعت زیلوبافی، کرباس بافی و نساجی را به خود نسبت داده است."

تا سالهای اخیر میبد هنوز دارای ویژگیهای یک جامعه بسته کشاورز خودکفا بود و حتی پوشاک اکثر مردم نیز از کرباس­های دستبافت زنان تهیه می شد. اکثر مساجد و زیارتگاه­های ایران با زیلو های میبد مفروش بود. بی­جهت نیست که زیلوبافان میبدی این صنعت را از ابداعات اجداد خود می­دانند. هر چند برخی از جهانگردان و محققان از شهرهای دیگر نام برده­اند که به بافت زیلو شهرت داشتند.  مولف حدود العالم می نویسد:

"از جهرم زیلو و مصلا نیکو خیزد و از سیستان زیلوها بر کردار"

همچنین از ناهیت پارس و شهرکی در آزاربایگان نام می­برد که در آنها زیلو می­بافته­اند.

در تاریخ یزد نیز در شرح مسجد جمعه آمده است:

"مرتضی اعظم امیر شمس­الدین از تبریز زیلوهای عالی جهت گنبد مقصوره قدیم بفرستاد."

که در بیان مورخ یزدی ابهامی وجود دارد چرا که امیر شمس­الدین اهل یزد بود و حتی علایقی در میبد داشت. هم از این رو، احتمالاً منظور نویسنده از زیلوهای عالی گلیمهای خوش نقش و رنگ تبریز بود. قرائنی وجود دارد که سید رکن الدین پدر شمس الدین مزبور برای مدتی در رونق زیلو بافی میبد نقشی ایفا می­کرده است. وی از زمان حسات خود 5 مسجد بزرگ در یزد بنا کرد که بی تردید خود او برای تأمین فرش این مساجد یکی از خریداران عمده زیلوی میبد بوده است. یکی از نقش های زیلو رکن الدینی بوده است که احتمال زیاد از وی به یادگار مانده است. خواه خواستگاه زیلو در میبد باشد و خواه جای دیگر، این صنعت در میبد دارای سابقه طولانی است.

از بافت زیلو در میبد مدرک مستندی در دست نیست اما بقایای قدیمیترین زیلوی بافت میبد در مسجد جامع این شهر موجود است که تاریخ 808 هجری قمری را دارد.

این زیلو که بیش از 600 سال قدمت دارد در حدود 50% فرسوده شده است و به عنوان زیرانداز در زیر زیلوی دیگر که قدمت آن نیز بیش از صد سال است استفاده می گردید. هم اکنون این زیلو در موزه زیلوی میبد نگهداری می شود.

 

 



بافت زيلو

مشخصات زیلو:

زیلو فرشی است که تار و پود آن از نخ و پنبه است. در اندازه های استاندارد 4*3 و 1*5/2 و 3*2 و سفارشات گوناگون 90 سانتیمتر و 150 سانتیمتر، 180 سانتیمتر، 225 سانتیمتر برای بافت های زیر انداز و سجاده و غیره بکار می­رود. بر اساس شواهد و منابع موجود فرشهایی در مساجد و تکایای موجود است که طول 20 متر و 180 متر و 116 متر به خود اختصاص داده اند . زیلو فرشی است مختص شهرستان میبد که دارای خواص مختص به خود می باشد که در گذشته از صد سال پیش برای وقف کردن بر مساجد و تکایا توسط افراد خیر بافت می­شده است.

شیوه بافت زیلو:

برای بافتن زیلو حداقل دو نفر لازم است که یک نفر استاد است و نفر دیگر شاگرد یا دفتین­زن، که کار استاد زیلو باف انداختن نقش و پودگذاری است که در قسمتهای بعدی به آن اشاره خواهم کرد.  قبل از بررسی مکانیزم بافت و طرح­های مورد استفاده در بافت زیلو و مراحل فنی بافت لازم است وسایل یا تکنیک­هایی که در بافت لازم است مرور شود.

 

1- مج :

ابتدا شاید بپرسید که مج چیست. مج رشته ای از شلیت مربوط به نقش زمینه زیلو است که تعداد مج در رابطه با نوع نقشدار از 13 تا 70 متغیر است. برای گرفتن نخهای شلیت در زیلوی 3*2 نزدیک به 720 عدد نخ تار موجود است که در پاسسن دستگاه این نخها بوسیله دماغه به اسنو یا نورد متصل است و چون مکانیزم پیچش نورد بصورت دستی است نورد با حرکت دستی که توسط بافنده انجام می شود نخهای تار یا همراه با بافت زیلوی بافته شده به دور نورد یا اسنو پیچیده می شود و سر دیگر نخهای تار با مکانیزم مشابه در بالا به تیر بالایی متصل است و دور آن پیچیده می شود که رفته رفته با بافت زیلو از روی آن باز میشود که این مکانیزم را می توان کاملاً در ماشنهای بافندگی جستجو کرد. در هنگام بافت پارچه که با بافت رفتن منسوج نخ تار بصورت مکانیزم خودکار از روی چله نخ تار باز شده که متاسفانه در تکنیک و صنعت زیلو بافی هنوز مکانیزم کاملاً قدیمی و به صورت دستی عمل می شود.

 

پس در حالت کلی در صنعت زیلو بافی با بافت زیلو نخ تار از روی تیر باز شده ودر ابتدا نخهای تار در تمام زیلو بدین صورت تقسیم بندی می­گردد که 5 تا 6 تار اول برای کناره و نخ­های دیگر پشت تار متصل است در حالت کلی یک تار متصل به گرت ساده و تار دیگر به گرت نقشدار متصل است که گرت نقشدار با شلیت در تماس است .

تار سوم دوباره به گرت ساده که مربوط به شمشه است و تار چهارم به گرت نقشدار و تار پنجم به گرت ساده پس در یک جمله اینوط می توان توجیه کار که در تمام نخهای تار بطور یک در میان یک نخ تار به گرت ساده و نخ تار بعدی به گرت نقشدار الی آخر.

پس هر دار زیلو دارای دو شمشه است که نخ­های تار توسط یک گرت ساده به آن وصل می­شود و تارهای دیگر با واسطه دیگر به نام گرت نقش­دار به شلیت متصل است. گرت نقش­دار نخ­های تار را که مربوط به نقش زیلو است (خط نویس و حاشیه، نقش زمینه) می­بافد. مانند وردهای یک دستگاه جلو و عقب می­رود که انتخاب نخهای تار بسته به نقش زیلو به وسیله بافنده صورت می­گیرد و با جلو کشیدن شلیت موجب جلو آمدن تار (دهنه رو) شده، به وسیله کلی از برگشت آنها جلوگیری می­کند و با حرکت پود نقش مورد نظر را ایجاد می­کند.

به عبارت دیگر با عوض شدن رنگ جلو کشیدن شلیت و گیرانداختن آن توسط کلی موجب آن می شود تا نخ تارهای پود در محلهایی که تار جلو کشیده شده در زیر آن و در محلهایی که تار در جای خود باقیمانده در رو قرار گیرد و نقش زده شود. الزاماً چون حجم نخ پود زیادتر است (چون نمره نخ تار 6/5 و نمره نخ پود 7/5 است) دوبار پودگذاری انجام می شود، دیگر نخهای تار دیده نمی شود.

گرت ساده نیز نخ پود را در زمینه نگهداشته و حتی از هر رنگ یکی پود بافته شده گرت ساده به وسیله شمشه که آن نیز توسط کمانه جابجا می­شود، محل خود و الزاماً محل تارها را تغییر داده «قوص کمانه یکی از میله ها را جلو کشیده و شمشه دیگر در اثر شل شدن ریسمان به عقب بر می گردد» هر کجا که نخ پود رو قرار گرفت (روی فنی زیلو) اجباراً این نخ چون گرت نقش تغییر شلیت نقش را عوض می­کند نخ رنگ دیگر با نقش مشابه به پشت می افتد.

پس در حالت کلی یک یک حالت قرینه در پشت و رویش ایجاد می­گردد.  برای ایجاد کناره در زیلو نخ­های پود به 2 و 6  تار کناره پیچیده می­شود. پس به طور کلی نخها در تمام زیلوها به این صورت تقسیم بندی می­شود و ایجاد نقش در دست توانای بافنده است.

 


 

2- گرت بندی:

برای شروع به کار بافت نقشه های مختلف روی زیلو گرت بندی لازم است پس گرتبندی یکی از دشوارترین کارهای زیلو بافی است به عنوان مثال برای بستن گرت در نقشه ای به نام "پرت توره" به ترتیب زیر عمل می کنیم:

برای نقش حاشیه اصطلاح دج و برای نقش زمینه اصطلاح مجرت نقش به کار می­برند گرت­بندی از قسمت حاشیه زیلو شروع می­شود. حاشیه یبا دج نقوش مختلفی دارد که هر جزء آن به نام ویژه ای مشخص شده است نام و رشو گرتبندی نقشه های حاشیه به ترتیب زیر است.

 

3- شو کناره:

نام اولین نقش حاشیه زیلو یعنی همان خطوط موازی کناره زیلو است که 5 رشته گرت دارد.

1-3: یک گرت به سفید جو یعنی یک تار از چله با سر نخ دیگری به نام گرت به یک رشته از مجموعه نخهای سفید جو می بندند این عمل را به طور یک در میان، یک بار در سیاجو و یک بار به سفید جو می بندند.

2-3: یک گرت به سیا جو که قرینه توضیح 1-1 می باشد.

3-3 یک گرت به سفید جو

4-3: یک گرت به سیا جو

5-3: یک گرت به سفید جو

 

4- مداخل:

نام دومین نقش حاشیه است که به سر پرنده شباهت دارد و با 3 گرت بسته می­شود:

1- یک گرت به مداخل پایین

2- یک گرت به مداخل وسط

3- یک گرت به مداخل بالا

 

5- کش:

یکی دیگر از طرح­هایی که در بافت زیلو به کار می­رود کش نام دارد. دو رشته خطوط عمودی و موازی است که در مقابل نقش مداخل قرار دارد و با 4 گرت به ترتیب زیر بسته می­شود:

1- یک گرت به سیا جو

2- یک گرت به سفید جو

3- یک گرت به سفید جو

4- یک گرت به سیا جو

 

6- کنگره:

نام نقشی است که بعد از کش قرار دارد و آن را به 3 گرت به ترتیب زیر می بندند.

1- یک گرت به مداخل پایین

2- یک گرت به مداخل وسط

3- یک گرت به مداخل بالا

 

 

 

 

 

7- چهار کش:

خطوط عمودی و موازی شبیه کش است با این تفاوت که فاصله بیشتری با یکدیگر دارند ولی گرت آنها مثل کش ردیف 3 بسته می­شود.

 

8- بند و گل:

یک گل کامل و نیم گل است (منظور از گل نقشه­های هشت ضلعی است با ستاره­ای در وسط یا هر نقش دیگری که در نقش بافته می­شود) دارای 4 گرت است که به ترتیب زیر بسته می­شود:

1- یک گرت به سفید جو

2- یک گرت به سیا جو

3- یک گرت به سفید جو

4- یک گرت به سیا جو

 

 

 

9- پروانه:

نقش شبیه پروانه که بعد از3 کش قرار می­گیرد و با3 گرت به ترتیب زیر بسته می­شود.

1- یک گرت به مداخل پایین

2- یک گرت به مداخل وسط


3- یک گرت به مداخل بالا

 

10- سه کش:

3 خط موازی در حاشیه است که با سه گرت به ترتیب زیر می بندند.

1- یک گرت به سفید جو

2- یک گرت به سیا جو

3- یک گرت به سفید جو

روش بستن گرت مج:

برای بستن گرت مج با نقش زمینه به هر یک از مج­ها یک گرت بسته می شود به این منظور از مج پایین شروع می­کنند. یعنی یک گرت به مج پایین می­بندند و به همین ترتیب یکی به برمج پایین و ردیفهای بالاتر از آن تا به مج بالاتر برسند. آن­گاه بار دیگر از بالا شروع می­کنند و می­بندند تا به پایین برسند با این تفاوت که اولین مج از بالا را ها می­کنند و از برمج بالا شروع به بستن می­کنند تا به مج پایین برسند.

هر دو از دو مرحله از پایین به بالا و دوباره بالا به پایین نقش یک گل است که برای تشکیل نقش گلهای زمینه 15 مرحله باید این عمل تکرار شود.



مراحل فنی بافت زیلو:

در زیلو بیش از دو رنگ وجود ندارد. سابقاً در زیلویی که برای مصارف خانگی می­بافتند از دو رنگ آبی و گلی استفاده می­شد. ولی امروزه مرغوب­ترین نوع آن که نفتال نام دارد با دو رنگ سبز و گلی می­بافند. به تازگی اولین زیلوی سه رنگ نیز در میبد به دست توانای بافندگان بافته شد. در زیلوهایی که برای مساجد و زیارتگاه­ها بافته می­شود طبق روال گذشته از دو رنگ آبی و سفید استفاده می­شود.

در بافت زیلو برای در هم طنیدن تار و پود از تکنیک "کلی و کمانه" استفاده می­شود. یعنی آن­چه را که در ماشین­های بافندگی چاله­دار با پدال و متعلقات آن و در قالی بافی با دست ماهر بافندگان انجام می­شود، در زیلوبافی به وسیله کمانه و کلی و شلیت صورت می­گیرد.

انتخاب شلیت:

بافنده زیلو برای بافتن نقش از شلیت کمک می­گیرد. چون شلیت به دسته یا رشته های مختلف تقسیم شده است، استاد بافنده هر چند رشته شلیت را که مربوط به نقش مورد نظرش باشد به آسانی با  دست راست جدا می­کند و عقب می­کشد و با دست چپ نگه می­دارد. سپس آنها را به قلاب کلی می­اندازد. کلی رشته­های انتخاب شده شلیت را در طول مدت زمان لازم در همان حالت نگه می­دارد.

بعد از این عمل، استاد کمونه را  که در واقع کلید  باز و بسته کردن دهانه چله است، بالا می­زند.  با این دو حرکت ضمن اینکه  فضایی را  بین تارها  ایجاد می­کند و عمل بافتن را سهولت می­بخشد، نقش دلخواه را هم به بافنده می­دهد.

پود کشی:

پود کشی نیز بر عهده استاد کار است. به همین دلیل به استاد "پودکش" نیز می­گویند.

پودکش پس از بالا زدن کلی و کمونه با یک دست دامی را در دهانه چله می­گذارد و با دست دیگر که تا ساعد از میان تازه ها به لایه میانی چله برده می­شود، دامی را می­گیرد و با سرعت به طرف دیگر پرتاب می­کند. چون دامی به گونه ای پیچیده شده است که به آسانی باز می شود و شکل آن نیز با فضای ایجاد شده بین تارها مناسبت دارد، با یک حرکت پرتابی فاصله زیادی به جلو می­رود. این فاصله به احتساب طول ساعد دست استاد حدود 10/1 تا 20/1 متر است. بنابراین یک استاد ماهر با سه حرکت دامی را از پهنای 3 متری زیلو عبور می­دهد.


در این فاصله که دفتین­زن نیز با سرعت دفتین کلی و کمونه یا دامی را عوض می­کند و مجدداً پود را می­کشد.

 

عوض کردن دامی و کلی متناسب با نوع و نقش است، چه بسا که نقشی که فقط با یک رنگ بافته می­شود. در این صورت مادامی­که بافت نقش به سرانجام نرسد نیاز به عوض کردن کلی و دامی نیست ولی برای این­که پودها روی هم بنشینند، کمونه در هر رفت و برگشت عوض می­شود.

منظور از عوض شدن کلی، تعویض شلیت است. برای این کار استاد آن دسته از شلیت­ها را که قبلاً انتخاب کرده با پایین کشیدن کلی آزاد می­کند و دسته دیگر را به جای آن انتخاب و به کلی الصاق می­کند.

اصطلاحاتی که در این نوع نقش می بایست توضیح داده شود:

1- برمج:

مجی که در مجاورت مج دیگر قرار می گیرد.

2- پهنا:

هر 12 بَنوم یک پهنا است. یک زیلوی معمولی 46 تا 40 پهنا دارد و زیلوی درجه یک دارای 60 پهنا می باشد بنابراین هر چه تعداد پهنا بیشتر باشد، زیلو مرغوب­تر است. لذا اگر بخواهند بر تعداد پهنا بیافزایند برای اینکه بر طول زیلو افزوده نشود، نخ پود را نازک­تر می­گیرند.

مقياس طول در زيلو:

زيلو بافان مقياس طول ويژه‌اي به نام بَنوم به كار مي­برند. هر 6 يا 8 پود يا رج بافته، يك بنوم است. (همان طوري كه در حلقوي تاري 480 رج يك رك مي باشد) در صنعت زيلو بافي 5 الي 6 الي 8 رج را يك بنوم مي­گويند. پس يك نقش 12 بنوم داراي 72 پود است. (منظور از يك نقش، يك گل كامل يا يك نقش است).

3- گا (Ga):

مقیاس دیگری به نام "گا" نیز در زیلو معمول است. هر گا مرکب از دو پود از زیر و دو پود از روی زیلوست. گا تقریباً معادل (خفت) یا رج در قالی است. تعداد گا نیز به نسبت مرغوبیت بافت زیلو کم و زیاد می شود که از روی نقش قابل تشخیص است هر چه گا کمتر باشد نقش درشت­تر می­افتد.

فنون نقش پردازي و ترتيب بافت آن:

براي تشريح فنون و تكنيك­هاي زيلوبافي شيوه نقش پردازي و بافت نقشه "پرت توره" را كه روش گرت بندي آن ذكر شد توضيح مي­دهيم. بافت زيلو نيز مانند "گرت بندي" از حاشيه شروع مي شود و داراي 3 مرحله است.

1- سر پر:

در ابتدا يك "بنوم" به نام سر پر مي­بافند. با پود سفيد يا آبي بدون نقش يك بار در شروع و بار ديگر در خاتمه كار بافته مي­شود. "سر پر" مثل چارچوبي دو سر زيلو را محافظت مي كند و در زمان استفاده از آن مانع باز شدن پودها مي­شود.

2- بافت حاشيه:

سياجو و سفيد جو براي بافت كناره زيلو است. در پود آبي «سبز» سياجو و براي پود گلي سفيد جو را مي­گيرند و مي­بافند. حاشيه داراي 12 بنوم است كه به ترتيب زير بافته مي­شود:

بنوم اول:

هر 3 مداخل را مي­اندازند. يعني اين 3 را رها مي­كنند و بقيه رشته­ها را مي­گيرند و به كلي مي­زنند و با پود كلي مي­بافند.

بنوم دوم:

دو مداخل بالا و وسط را مي­گيرند. مداخل پايين را مي­اندازند و با پود آبي (يا سبز نفتال)، مي­بافند.

بنوم سوم:

مداخل بالا را مي­گيرند و دو مداخل پايين و وسط را مي­اندازند و پود آبي يا سبز مي­بافند.

بنوم چهارم:

هر سه مداخل را مي­اندازند و با پود آبي (یا سبز) مي بافند.

بنوم پنجم:

مداخل بالا را مي­اندازند و دو مداخل ديگر را مي­گيرند و با پود گُلي مي بافند.

بنوم ششم:

مداخل بالا را مي­اندازند و دو مداخل ديگر را مي­گيرند و با پود آبي مي­بافند.

مراحل فوق تكرار مي­شود تا 12 بنوم بافته شود.

3- بافت زمينه:

زمينه زيلو نيز داراي 12 بنوم است كه به ترتيب زير بافته مي شود.

بنوم اول:

مج بالا و برمج بالا را مي­اندازد و بقيه مج­ها را مي­گيرند و با پود گلي مي بافند.

بنوم دوم:

اول مج بالا را مي­گيرند و يك پود آبي (يا سبز) مي بافند. سپس "مج بالا" را مي­اندازند و بقيه مج­ها را مي­گيرند و تا "بنوم" مي بافند.

بنوم سوم:

مج وسط را مي­گيرند و با پود آبي (سبز) مي بافند. بعد مج بالا را مي­گيرند و با پود گلي مي بافند. سپس برمج وسط و بالا را مي­گيرند و مج وسط را مي­اندازند و بقيه مج­ها را مي­گيرند تا بنوم بافته شود.

بنوم چهارم:

برمج بالا را مي­گيرند و با پود آبي يا (سبز) مي بافند سپس مج بالا مج وسط و مج پايين را مي گيرند و با پود گلي مي بافند.

بنوم پنجم:

برمج پايين را مي گيرند و با پود آبي (يا سبز) مي بافند. سپس برمج پايين و مج وسط را مي اندازند و بقيه را مي­گيرند و تا بنوم يا پود گلي بافته شود.

بنوم ششم:

مج وسط را مي­گيرند و با پود آبي (سبز) مي بافند. سپس مج پايين و برمج وسط پايين و مج وسط را مي اندازند و بقيه را مي­گيرند تا بنوم يا پود گلي بافته شود. تا اينجا در واقع نيمي از نقشه زمينه يا به عبارتي نيمي از زيلو بافته شده است براي بافتن بقيه برعكس را پورت تكرار شود تا بافت زيلو كامل شود.

 

 

دستگاه زيلو بافي

در هر كارگاه زيلوبافي به طور معمول يك تا دو دار عمودي وجود دارد. در بافت هر زيلو غالباً دو نفر (يكي استاد كار و ديگري شاگرد) نقش دارند. استاد زيلو باف با دار زيلو بافي و قسمت­هاي آن و شاگرد با نقش و كوبيدن نخ پود در ارتباط است.

هر دستگاه زيلو بافي از قسمتهاي زير تشكيل شده است:

 

 

هر دستگاه زيلو بافي از قسمتهاي زير تشكيل شده است:

1- تير (TIR):

دو ميله قطور مكعبي شكل از جنس چوبي كه بطور افقي به فاصله 3 متري موازي يكديگر روي 2 ستون چوبي به نام OSUN مستقر است. ضخامت تير به نسبت عرض دستگاه متفاوت است. معمولاً يك تير 3 متري حدود 75 سانتي­متر ضخامت دارد. پس به طور كلي تير يكي از اجراي دستگاه زيلوبافي است كه جلوي آن بسته مي­شود و هر دستگاه داراي 2 تير است يكي در بالا و ديگري در پايين قرار دارد.

2- اسون (OSUN):

2 پايه يا 2 ستون اصلي دار زيلو بافي است كه عمود بر زمين و به موازات يكديگر و به فاصله اي برابر عرض تيرها نصب مي­شود. اسون نيز مانند تير از چوب يا تير فلزي در حال جديد ساخته مي­شود.با اين تفاوت كه براي ساختن اسون، تنه درختي را درنظرمي­گيرند كه خميدگي مختصري داشته باشد تا وقتي تيرها در آنجا قرار مي­گيرند تير بالا مقداري جلوتر از تير پايين قرار گيرد. در اين حالت چله مايل قرار مي­گيرد و بافنده كه بايد در حالت ايستاده كار كند، بر آن تسلط بيشتري خواهد داشت.

در حقیقت ستون دستگاه زيلو بافي است كه قسمت­هاي مختلف دستگاه بر روي آن قرار گرفته است. عَلَم و پشت­بند و اسون مشابه پايه دستگاه بافندگي و تير بالا مشابه غلطك تار و تير پايين به منزله غلطك پيچيده پارچه در دستگاه بافندگي است.

3- تنگ (دماغه):

چوبي است سوراخ سوراخ، كه بر روي نورد قرار مي­گيرد و نخ­ هاي تار را روي نورد محكم مي­كند.

ميله چوبي قطوري است كه نوك تيز آنرا در حفره­هاي دو سر تير مي­كنند و آن را براي پيچيدن چله مي­چرخانند سپس براي محكم نگه داشتن چله تا جايي كه ممكن است به عقب مي كشند و با چوبي ديگر به دیوار يا سقف كارگاه حايل مي­كنند و به همان حال باقي مي­ماند.

4- شمشه:

ابزاري است كه از يك طرف به گرت ساده و از طرف ديگر به كمانه در ارتباط و در تعويض گرت ساده كمك مي­كند. پس در يك جمله مي­توان گفت شمشه چوب گرت است كه در عرض دستگاه به موازات يكديگر قرار گرفته است و به طوريكه خواهيم گفت به كمك كمونه براي بافتن نقش زيلو به كار گرفته مي شود.

5- پشت­بند:

چوب­هايي است كه در پشت فني دستگاه زيلوبافي قرار مي­گيرد و از يك طرف مهار شده است و از طرف ديگر شليت را نگه مي­دارد. پس مي­توان گفت پشت­بند چوب يا ميله آهني بلندي است كه دو سر آن در ديوار طرفين كارگاه تعبيه شده است. اين ميله كه در عرض دار قرار دارد، يك وسيله نگه دارنده كمانه و كلي است.

6- كَلي:

چنگك چوبي است كه براي جابجا كردن تارهاي متصل به گرت نقش به كار مي رود و اين چنگك از يك طرف به پشتبند و از طرف ديگر به علت كوتاهي طناب شليت را كه به عقب كشيده مي شود نگه مي­دارد. براي جلوگيري از پايين افتادن كلي قوس بالايي را با يك طناب كمكي به بالاي دستگاه متصل مي كنند.

7- شليت:

يكي ديگر از متعلقات دار زيلو بافي شليت است. شليت يك مجموعه از نخ­هاي تابيده شده اي است كه آن را موازي هم در يك رديف افقي به دو چوب كه در طرفين دستگاه (مقابل هر اسون يك عدد) عمود بر زمين نصب شده است بسته اند. شليت در حد فاصل و به موازات دستگاه و پشت­بند به نحوي قرار گرفته است كه وقتي بافنده پشت دستگاه مي ايستد شليت بالاي سر و پشت گردن او قرار مي گيرد. شليت از چندين رشته نخ تركيب و از هر رشته از به هم تابيدن 28 تا 30 لايه نخ نمره 5 تهيه شده مي­شود. اين مجموعه را به 12 دسته كوچكتر 5 يا 6 رشته­اي تقسيم مي­كنند و مابقي به هم مي­بندند. هر يك از اين دسته ها نام و عملكرد مستقلي در بافت زيلو دارد. دو دسته آن به نام سياجو و سفيد جو و 3 دسته به نام مداخل مربوط به نقش حاشيه­اند و هفت دسته ديگر كه مج نام دارند، در بافت نقش زيلو مؤثرند.

تعداد مج­ها متناسب با نوع نقشه كم و زياد مي شود. هر چه نقشه پيچيده­تر باشد، بر تعداد مج افزوده مي­شود. در زيلوهاي معمولي و ساده كه براي خانه مي بافند از شليت هفت مج استفاده مي­شود. اما شليت زيلوهايي كه حاشيه نويس دارند و براي مساجد و امامزاده­ها به كار مي­رود داراي 13 مج است. به طوري كه از شيوه نام­گذاري مج­ها استفاده شود، زيلو در اصل دو مج به اسامي مج افزوده شده است اما چون نتوانسته اند نام جديدي براي آن انتخاب كنند، مج اضافه شده­اي را در قياس با دو مج اوليه نام­گذاري كرده­اند.

8- گرت GORT:

مجموعه نخ­هايي است كه يك سوي آن به چله و سر ديگر آن به شليت و شمشه مي بندند دسته اي كه به شليت بسته مي­شود از دو بخش تشكيل شده است:

1- گرت نقش

2- گرت ساده

گرت ساده:

مجموعه نخ­هايي كه براي تفكيك تارها به چله بسته مي­شود و سر ديگر آن به شمشه وصل است. پس آن­چه به شمشه مي بندند گرت ساده ولي اگر به شليت وصل باشد گرت نقش دار گفته مي شود.

گرت دج:

منظور همان نقش حاشيه است و منظور از بستن گرت دج و نقش فراهم كردن امكان جابجايي تارها براي نقش آفريني است و هدف از بستن گرت ساده قابل تقسيم كردن تار به دو دسته مساوي و ايجاد فضايي يعني آندو جهت عبور پود است. گرت ساده را در تمام نقش­ها يكسان مي بندند و بالعكس شيوه بستن گرت نقش با تعويض هر نقشه تغيير مي­كند.

9- چاله:

گودالی مستطیل شکل در زمین که طول و عرض آن متناسب با تیر پایین می­باشد.

10- طناب كلي:

طنابی که به وسیله آن کلی نگه­داشته می­شود و به دیوار یا بالای دستگاه وصل می­شود.

نام قسمت­های دیگر دستگاه عبارتند از:

 11- مج

12- چوب شليت

13- حفره هاي تير

14- كمانه

15- پهنه بند

فلسفه بعضی طرح و نقش­های زيلو (نقش و نگارهاي زيلو):

بيشتر نگارهاي زيلو نقشه هاي شناخته شده اي است كه ريشه در فرهنگ ايران باستان دارد كه بعدها با فرهنگ اسلامي درآميخته است. به عنوان مثال "سرو" به سبب اينكه هميشه سبز است، تقريباً در تمام مذاهب باستاني از قداست و حرمت برخوردار بوده و سمبل جاودانگي محسوب مي­شده است. آثار آن در تمدن آشوري، ايلامي، هنر هخامنشي و پارتي و ساساني مشهود است. بعدها در هنر اسلامي به شكل "جقه" در بافتهاي ترمه، حضور خود را تثبيت كرده است. در آئين­هاي مذهبي نيز سرو داراي نقش نمادين است.

اسكلت چوبي بزرگ به نام نخل كه هنوز در بسياري از شهرهاي ايران از جمله ميبد به عنوان محفه امام حسين(ع) در ايام عاشورا حركت مي­دهند در واقع مقطعي از بلندترين قسمت سرو است. حتي يك از اجزاي تزئيني نخل ميبد سرو نام دارد كه دقيقاً به شكل درخت سروي است كه برگ­هاي آن را به شكل نيزه مجسم كرده­اند و نماد تيرهايي است كه به بدن امام حسين(ع) زدند. سرو در فرهنگ ايراني مظهر جاودانگي بوده كه قيام و شهادت امام حسين نيز چنين بوده است. چه نمادي مي توانست چنين پيامي را بدين گونه به ذهن­ها متبادر كند؟ نقش كليد و گره نيز همان گردونه خورشيد يا خورشيد آريايي است، كه به نظر محققان در هنر ايران بعد از اسلام، با خط كوفي تلفيق مي­شود و متنوع­ترين و بديع­ترين شبكه­هاي نقش پردازي را پديدار مي­كند.گاه همه اجزاء خود را با نام حضرت محمد(ص) و حضرت علي(ع) مي­گيرد. گاه مركز ثقل نقشي مي­شود كه نام علي 4 بازوي آن است. شايان ذكر است گاه كليد و سرو به صورت اختصاصي براي زيلوي مساجد و اماكن متبركه بافته مي شده است. حتي در معماري مذهبي نقش گره و كليد جايگاه ويژه­اي دارد. پوشش سطح خارجي گنبد مساجد و تنوره آب انبارها، شبكه هاي در و پنجره مساجد و نخل و ضريح امامزاده­ها نيز از چنين نقشي شكل گرفته است. نقش 8 پر نيز نقش مايه شناخته شده اي است كه قديمي­ترين نمونه آن در قالي وجود دارد. نمونه نقش­مايه 8 پر ساساني و پارتي و 8 پر اسلامي در گنبد سلطانيه به چشم مي­خورد. بي­ترديد با تغيير شكلي كه به مرور دراين نقش­ها حاصل شده و وجه تشابهي با پديده هاي محيط زيستي ميبدي­ها پيدا كرده است، نامها نيز تغيير يافته­اند وگرنه همه اين نقش­ها به نوعي در چنين دست­بافته هايي رواج عام دارد و خاص يك منطقه نيست. به عنوان مثال نقش "پرت توره" مساوي مايعي از نقش قنديل دارد كه در معابد و زيارتگاه­ها و مساجد جايگاه ويژه اي داشته است. كنگره نيز پديده نوظهوري نيست. در ميبد تصوير فضايي آن در نوع حضار چيني مشبك جلوه كرده كه در كله بادگير و حفاظ پشت بام منازل است و نمونه آن در ميبد و يزد فراوان است. الهام گرفتن از مظاهر ملموس طبيعت در نقش مايه دست­بافته­ها و هر هنر ديگر از سنتهای معمول و رايج هر منطقه است. بنابراين زيلوبافان ميبدي هم با الهام از محيط زيست خود گاه نقشي نو آفريده­اند. اينكه بيشتر مج­هاي شليت، در قياس با مج ديگر نامگذاري شده اند، خود دليل بارز تداول نقشهاي نوظهور است.



بازدید: 7240


امتیاز: 4.80


اخبار مرتبط :



امتیاز به خبر
بد(1) خوب(5)


چاپ       ارسال خبر به دیگران
 
 


صفحه اصلی | زبان: فارسی / English | درباره ما | نقشه سایت | تماس با ما
آدرس : یزد، بلوار دانشجو، میدان امام حسین، استانداری یزد

Powered by SAIN ©